لای شاخه‌های بید

قیمت : 65,000تومان

روزهای اردیبهشت خیابان بهار را زیباتر از همیشه کرده بود. آن روز پسر جوان نوازنده‌ای، در حالی که گیتاری در دست داشت، مشغول نواختن آهنگی قدیمی بود. دختری دست در کیف خود کرد و پولی در کیف گیتار آن پسر گذاشت. نگاهی به پسر کرد و پسر جوان با تکان دادن سر از او تشکر کرد. دختر گفت: اینجا ندیدمت.
برای اینکه هر چند وقت یه بار، یه جا می‌شینم. الانم قرعه به نام این خیابون افتاده. آن روز صبح، مثل تمام روزهای دیگر، آرش بدو‌بدو از حیاط وارد راهروی مدرسه شد.
راهرویی که با وجود ناظم بداخلاقی، مثل آقای وکیلی، درست مثل راهی طولانی و غیرقابل‌عبور بود. با اینکه سعی کرد زودتر از جلوی اتاق ناظم رد شود و چشمش به چشم آقای وکیلی نیفتد، اما فریاد آقای وکیلی توی راهرو پیچید: آرش! دیر که می‌آی! کمک به مدرسه که نمی‌کنی! پس ما دلمون ر و به چی خوش کنیم؟
سلام آقا، باور کنید ما، ما می‌خواستیم بیایم، بعد که اومدیم دیدیم لباسمون کثیفه، گفتیم که عوضش کنیم…
هنوز حرف آرش نیمه‌کاره بود که آقای وکیلی گفت:
خوبه! خوبه! نمی‌خواد ادامه بدی. تو هر روز این لباس رو می‌پوشی. زودتر برو کلاس تا بیشتر دروغ نگفتی، ولی اینها تو انضباطت تأثیر داره.                 
قبل از اینکه حرف آقای وکیلی تمام شود، آرش به‌طرف کلاس رفت، اما ته دلش خوشحال بود که مرحلۀ آقای وکیلی را رد کرده بود. مثل هر روز، جلوی کلاس که رسید، در زد و وارد کلاس شد. خانم خاتمی از دور آمد، گوشش را گرفت و کشید و سپس با فریاد گفت:
تو هیچی نمی‌شی، هر روز تأخیر، هر روز تأخیر، دلم رو به چی خوش کنم؟
برو گمشو بشین سر جات!

ناشر:

نسل روشن

نویسنده:

مهدی ازوج (هومن)

تیراژ:

100

نوبت چاپ:

اول

سال نشر:

1400

تعداد صفحات:

56

شابک:

978-622-247-653-3

شماره کتابشناسی ملی:

7649783

قیمت:

65.000تومان

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “لای شاخه‌های بید”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آیا خرید این محصول را به دوستانتان پیشنهاد می کنید؟

  • پیشنهاد می‌کنم
  • خیر ، پیشنهاد نمی‌کنم
  • نظری ندارم
  • نقاط قوت
  • نقاط ضعف