رنج‌هایی که دوستشان داشتیم

ویژگی های محصول:
    • تضمین بهترین قیمت بازار
    • پشتیبانی عالی ۲۴ ساعته، ۷ روز هفته
    • بازگشت وجه در صورت عدم رضایت
    • اصالت کالاها از برترین برندها
    • تحویل سریع در کمترین زمان ممکن

    495,000تومان

    سطر های نوشته شده در این کتاب درمورد رنجی است که حاکی از عشق است
    رنجی که از عمیق ترین لایه های ما برون ریخته
    فارق از جنسیت،این داستان خیالی در کنجی از قلب همه ی ما دیده میشود
    رها شدن،تنهایی،غم عشق و سرکوب طرد شدن..این سطر ها دقیقا همان رنج هاییست که در عین تلخی و سنگینی در تب و تاب اندوه نشسته و عشق درون آن موج میزند
    سرگذشت این کتاب با زندگی زنی آغاز می‌شود به نام ویکتوریا؛
    زنی آرام، نجیب ،زیبا و خسته از سال‌هایی که بی‌آنکه خودش بفهمد، از درون تهی‌اش کرده‌اند.
    زندگی مشترکش با مردی به نام ارنست سال‌هاست در سردی و سکوت فرو رفته؛
    سکوتی که نه جدالی دارد، نه دلخوری،
    اما سنگین‌تر از هر جروبحثی بر شانه‌هایش نشسته.
    ارنست، مردی سخت‌گیر و خشک، که بعد از بازگشت از جنگ بیش‌ازپیش از او فاصله گرفته.
    انگار که چیزی از آن سال‌های دور، هنوز در وجودش زنده مانده است؛
    چیزی تاریک که اجازه نمی‌دهد دوباره با ویکتوریا حرف بزند، نگاه کند، یا حتی نزدیکش شود.
    خانه‌ی آن‌ها بیشتر به موزه‌ای خاموش و بدون بازدید می‌ماند تا خانه‌ی دو عاشقِ روزهای گذشته.
    ویکتوریا تمام زندگی اش تلاش کرده بود که با حرف، با صبر، یا با سکوت ،همه چیز را حل کند
    اما دیگر چیزی از عشق سابقشان در دلش روشن نیست.
    دردناک‌تر اینکه نمی‌داند چرا؛
    چرا ارنست انقدر دور شده،
    چرا نگاهش سرد است،
    و چرا هرچه بیشتر می‌خواهد نزدیک شود، آن مرد از او بیش تر از بیش عقب میرود
    با این‌حال، گوشه ایی از دلش هنوز امیدی هست؛
    امیدی کمرنگ اما زنده،
    که شاید روزی ارنست دلیل این دوری را بگوید…
    یا شاید خودش دوباره همان مرد روزهای خوش گذشته شود.
    اما درست در میان این روزمرگی فرسوده،
    اتفاقی کوچک، ظاهر زندگی‌اش را می‌شکند:

    سقف اتاق زیر شیروانی مدت هاست که شروع به چکه کردن کرده…

    باران چند روزی هست که بند نیامده،
    اما این چکه‌ها از چیزی بیشتر از رطوبت خبر می‌دهند.
    ویکتوریا ،این باز خودش سطل آهنی همیشگی را زیر سقف می‌گذارد،
    اما آن صدای نامنظم قطره‌ها مثل ضربان قلبی آشفته،
    شبش را ناآرام می‌کند.
    اما آنجا،
    در نور کم‌رنگ شمع و ماه،
    در میان سرمای باران و بوی نمِ دیوارها،
    با چیزی یا بهتر بگویم کسی روبرو می‌شود
    که مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر می‌دهد.
    مردی ژنده‌پوش.
    لاغر، خسته، با چشمانی روشن ،عمیق و زخمی.
    اما در آن لحظه،
    برای ویکتوریا فقط یک غریبه‌ی مرموز است
    که بی‌دلیل روی پشت‌بام خانه‌اش زندگی می‌کند
    و سکوتش هزار سؤال را در دل زن می‌نشاند.
    لحظه‌ای کوتاه، اما سنگین،
    که ویکتوریا نمی‌داند باید بترسد…
    یا دلش بخواهد بداند که پشت این نگاه آرام و غمگین،
    چه اتفاقی درحال رخ دادن است.
    و این‌جا، درست همینجا
    جایی‌ست که این داستان نفس خواننده را می‌گیرد.
    چون از این لحظه به بعد،
    هیچ‌چیز دیگر در زندگی ویکتوریا
    به شکل قبل باقی نمی‌ماند…

    ناشر:

    انتشارات نسل روشن

    نویسنده:

    مرضیه هادیلو

    تیراژ:

    100

    سال نشر:

    1404

    نوبت چاپ:

    اول

    تعداد صفحات:

    86

    شابک:

    978-622-428-281-1

    شماره کتابشناسی ملی:

    10191683

    دیدگاهها

    هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    دیدگاه خود را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سبد خرید

    سبد خرید شما خالی است.

    ورود به سایت